سيد محمد كمره اى
123
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
ماها و آقا خليل و ميرزا على آقا و مشهدى على اكبر نوشتهاند كه تشكيل حوزهها را بنمائيم . بعد ساعت سه از شب بلند شده ، ساعت چهار به منزل آمده ، شام دمپخت بقيه ناهار و آبگوشت خورده ، احمد هم آمده بود منزل آقا تقى كه باهم خانه آمديم . احمد كمرهاى و بچهها هم شام خورده بودند . خوابيديم . بدى داخل شدن در امور مردم جمعه 23 جمادى الثانى . - صبح آقا ميرزا غفار خان آمده قدرى صحبت از خريد جهان قلعه « 1 » به هفت هزار تومان از سردار اعظم براى آغا شاهزاده خانم و خواستن آقا شيخ محمد تقى به جهت خريد ملك ارّه « 2 » او براى امير حشمت . بعد باهم بيرون رفته ، ژاندارم عدليه رسيد كه مبلغ براى محاكمه آقا ميرزا يحيى خان « 3 » با ورثه امامقلى خان « 4 » در خصوص ارثيه را بايد سيد محمد كمرهاى بدهد . واقعا چهقدر بد چيزى است داخل شدن در امور مردم ، كه يا بايد ورود نمود به قصد خيانت و چپاول از طرفين ، يا بايد قبول گرفتارى را نمود . بعد نوشتم كه فردا سه به ظهر به دفتر راكد عدليه مىآيم كه بدانم موضوع چيست . حرفهاى سفير عثمانى بعد به خانه عين الممالك رفته ، ميرزا ابراهيم خان امين ماليه سابق گلپايگان آنجا بود . قدرى صحبت آذربايجان و زرنگى و چيزفهمى وليعهد و نيرنگات موثق الملك كاشى را نموده ، او رفت . مرآت آمد . كاغذ همدان و دو كاغذ بروجرد خوانده شد ، قرار شد جوابى به خوانين نوشته شود كه آنها را نگاهدارى و جلوگيرى از اقدامات كه مضر است بنمايد . بعد بيرون آمده ، خانه آمدم . يمين الملك آمده بود كه اگر در سر موعد وجه خودتان را نمىخواهيد و ممكن است با من تجديد نمائيد فبها ، و الّا من چون پولى دارم ، اگرچه لازم دارم ، به شما بدهم . گفتم ميل خودتان است . بعد مفتاح الدوله آمده اظهار داشت كه عبيد الله
--> ( 1 ) . روستايى در حدود 20 كيلومترى شمال خمين از توابع دهستان حمزهلو . ( 2 ) . روستايى در 15 كيلومترى شمال شرق خمين . نام امروزى آن شهابيه است . ( 3 ) . برادران همسر اول سيد محمد كمرهاى و پسر عمههاى امام خمينى . ( 4 ) . برادران همسر اول سيد محمد كمرهاى و پسر عمههاى امام خمينى .